بهخاطر تذکر یکی از رفقا، در ابتدا، تم اصلی و هدف این نوشته را مشخص میکنم.
چند ماه قبل، باخبر شدم که روزنامههای زمان جنگ داخلی را در اسپانیا مجدد چاپ کردن و عنوان "شواهد تاریخی" را بر آن گذاشتند! قصد داشتم در یک نوشته، به منافع پنهان رسانهها در تحریف واقعیتها و سعی در القای دگرگونهی آن مسئله بپردازم. اما با توجه به اولویتبندی کارها، این کار برای آینده باقی ماند. کمی پیش شاهد موضعگیری اصلاحطلبان در حمایت از محکومیت عمر البشیر و قضایای آن بودیم. رسانه آنچه در سودان روی داده بود را به سود خود تحریف و از اشاره به قضایای اصلی و منافع درگیر خودداری کردند! اما چیزی که باعث نوشتن این متن شد، موضع گیری اصلاح طلبان و سایرین در مورد شینجیانگ یا زینگ جیانگ بود.
آنها هیچ اشارهای به ریشهی این رویداد – ضرب و شتم کارگران ایغوری در کارخانهای در هنگکنگ – و ماهیت طبقاتی آن نکردند! دولت بورژوای ناسیونالیست چین، کارگران ترک ایغوری (به عنوان کارگران مطیعتر از کارگران هان) را با ایجاد شرایط فقر و اختلاف طبقاتی شدید در ترکستان، وادار به مهاجرت به بخشهای صنعتی چین میکند. البته حمایت دولت بورژوای ترکیه و گروههای پانترکیست از حرکت ایغورها بر اساس ایدئولوزی ارتجاعی پانترکیسم و در راستای تلاش جهت گسترش نفوذ در آسیایمیانه هست. امریکا و دولتهای اروپایی نیز کوچکترین دغدغهای در مورد وضعیت طبقهی کارگر چین (تبتی ایغوری مغول و هان) نداشتند.
مقدمه
رسانهها در جوامع بورژوایی در خدمت منافع قدرت سرمایهداری بوده و بهصورت ارگانهای تبلیغاتی عمل میکنند. شبکهها نیز در راستای خواستهای دولت (که نمایندهی بخشی از بورژوازی آن کشور است) حرکت میکنند. برای مثال اولریش تیلگنر (گزارشگر سابق شبکهی تلویزیونی آلمانی ZDF و سرپرست دفتر این شبکه در تهران) افزایشیابنده بودن محدودیتها را دلیل وداع همیشگی با شبکه ZDF نامیده است.
زمانی که مسوولین یک روزنامه تصمیم میگیرد درباره موضوعی گزارش تهیه شود، میدانند که کدام روزنامهنگار (مطیع یا بدبین و منفیباف) را به محل بفرستد. افرادی انتخاب میشوند که یا خود را تطبیق دادهاند و فرمانبردار هستند یا ارزشهای جاری را پذیرفتهاند و به آنچه میگویند اعتقاد پیدا کردهاند.
آن نویسنده میداند که برای مثال زدن موارد مشابه، نباید از اعدام روزنبرگها یاد کند؛ یا میداند که باید از دیکتاتورهایی مانند فرانکو، پینوشه، سوهارتو، سلطانحسن و... به عنوان رهبرانی میانهرو یادآوری کند. زمانی که لازم است از کشتار بگوید، میداند که از السالوادور، گواتمالا یا ... چیزی نگوید. حتا جنگ ۷۹ روز ناتو در صربستان که سازمانملل در این مورد ماموریتی به ناتو نداده بود. زمانی که میخواهد از سانسور و فهرست سیاه بنویسد، نباید از جوزف مککارتی یا مککارتیسم چیزی بنویسد. زمانی که میخواهد از سرکوب مخالفان مثال بزند، نباید از گرجستان و زمانی که پلیس در ماه نوامبر سال قبل به دستور ساکاشویلی دست به قتلعام معترضین گرجستان زد، چیزی بنویسد. بلکه باید از کشورهای اروپایی و امریکا بهعنوان حکومتهای ایدهآل نام برده شود که بهخاطر حقوقبشر و پشتیبانی از مردم، از دست دادن منافع خود برایشان کوچکترین ارزشی ندارد.
در مواردی نویسنده از داخل دفتر روزنامه شروع به نوشتن گزارش میکند. گزارشهایی که کمتر با واقعیات هماهنگ هستند و گاهی مطالبی در مقالهها تشریح میشود که هیچگاه روی نداده و محصول تخیل خبرنگارانی که از جعل کردن پروایی ندارند، بوده است. پاسداران حقیقت در رمان ۱۹۸۴ جورج اورل نیز از داخل وزارتخانهی حقیقت به تغییر و گاهی ساختن گزارشهایی درباره گذشته میپرداختند.
زمانی که مسوولین یک روزنامه تصمیم میگیرد درباره موضوعی گزارش تهیه شود، میدانند که کدام روزنامهنگار (مطیع یا بدبین و منفیباف) را به محل بفرستد. افرادی انتخاب میشوند که یا خود را تطبیق دادهاند و فرمانبردار هستند یا ارزشهای جاری را پذیرفتهاند و به آنچه میگویند اعتقاد پیدا کردهاند.
آن نویسنده میداند که برای مثال زدن موارد مشابه، نباید از اعدام روزنبرگها یاد کند؛ یا میداند که باید از دیکتاتورهایی مانند فرانکو، پینوشه، سوهارتو، سلطانحسن و... به عنوان رهبرانی میانهرو یادآوری کند. زمانی که لازم است از کشتار بگوید، میداند که از السالوادور، گواتمالا یا ... چیزی نگوید. حتا جنگ ۷۹ روز ناتو در صربستان که سازمانملل در این مورد ماموریتی به ناتو نداده بود. زمانی که میخواهد از سانسور و فهرست سیاه بنویسد، نباید از جوزف مککارتی یا مککارتیسم چیزی بنویسد. زمانی که میخواهد از سرکوب مخالفان مثال بزند، نباید از گرجستان و زمانی که پلیس در ماه نوامبر سال قبل به دستور ساکاشویلی دست به قتلعام معترضین گرجستان زد، چیزی بنویسد. بلکه باید از کشورهای اروپایی و امریکا بهعنوان حکومتهای ایدهآل نام برده شود که بهخاطر حقوقبشر و پشتیبانی از مردم، از دست دادن منافع خود برایشان کوچکترین ارزشی ندارد.
در مواردی نویسنده از داخل دفتر روزنامه شروع به نوشتن گزارش میکند. گزارشهایی که کمتر با واقعیات هماهنگ هستند و گاهی مطالبی در مقالهها تشریح میشود که هیچگاه روی نداده و محصول تخیل خبرنگارانی که از جعل کردن پروایی ندارند، بوده است. پاسداران حقیقت در رمان ۱۹۸۴ جورج اورل نیز از داخل وزارتخانهی حقیقت به تغییر و گاهی ساختن گزارشهایی درباره گذشته میپرداختند.
انقلاب و جنگ داخلی اسپانیا
جرج اورول به جنگ اسپانیا رفته بود، پس از بازگشت از اسپانیا کتابی بهنام «به یاد کاتالونیا» نوشت. (پیشنهاد میکنم آن کتاب را از انتشارات خوارزمی تهیه کنید.) اورول شرح میدهد که « نهدهم کلیه مطالب مطبوعات، عاری از حقیقت است و تا حدودی تمام گزارشهایی که در آن زمان در روزنامهها به چاپ میرسید از دور به وسیله روزنامهنویسها جعل میشد و نه تنها از نظر واقعیت، صحت نداشت؛ بلکه بهطور عمد به منظور گمراه کردن درست میشد. مطابق معمول، فقط یک طرفه داستان به اطلاع اکثر مردم رسیده است. »
او در فصل یازدهم آن کتاب بسیار شفاف، شواهد ساختگى مطبوعات را شرح میدهد. اورول مثالها، خلافگویی فاحش و تناقضگوییهای بسیاری را از روزنامههای انگلستان و اسپانیا در آن فصل آورده و اضافه میکند که «تنها کسی این گزارشها را باور میکند که بهکلی از واقعیات بیخبر باشد» چیزی که برای اورول جلب توجه کرد، بیاطلاعی کامل نویسندگان از اوضاع و احوال محل بود. اما افتراها و لجنمالیهای مطبوعاتی تنها از خبرنویسهای خارج از اسپانیا نبود. اورول از خبرنگارانی یاد میکند که به بارسلونا آمده بودند؛ اما به محض پایان زد و خورد، اسپانیا را ترک کرد: « درست در لحظهای که تازه میتوانستند تحقیقاتشان را بهطور جدی آغاز کنند. »
او در فصل یازدهم آن کتاب بسیار شفاف، شواهد ساختگى مطبوعات را شرح میدهد. اورول مثالها، خلافگویی فاحش و تناقضگوییهای بسیاری را از روزنامههای انگلستان و اسپانیا در آن فصل آورده و اضافه میکند که «تنها کسی این گزارشها را باور میکند که بهکلی از واقعیات بیخبر باشد» چیزی که برای اورول جلب توجه کرد، بیاطلاعی کامل نویسندگان از اوضاع و احوال محل بود. اما افتراها و لجنمالیهای مطبوعاتی تنها از خبرنویسهای خارج از اسپانیا نبود. اورول از خبرنگارانی یاد میکند که به بارسلونا آمده بودند؛ اما به محض پایان زد و خورد، اسپانیا را ترک کرد: « درست در لحظهای که تازه میتوانستند تحقیقاتشان را بهطور جدی آغاز کنند. »
علی همتی
August, 2009
August, 2009
– به پژوهشگران پیشنهاد میکنم که در مورد تشکیل شوراهای کارگری در بارسلونا (کاتالونیا) و قتلعام اعضای این شوراها توسط پلیس مخفی استالین (جی.پی.یو) و مواضع روزنامههای بریتانیا و... تحقیق کنند.
